بايگانی

بدون
مــــــــــــــــــرز


وبلاگ دوستام
Saturday, November 22, 2003

وقتي ميخواستم برم تو مغازه ديدمش كه اونجا ولو بود بهش توجه نكردم ولي موقع برگشتن وقتي پاكت سيگار رو تو دستام ديد پريد جلو و دو نخ سيگار خواست. همه پاكت رو بهش دادم اما گفت نه دو تا ميخوام وهر چي من اصرار كردم نگرفن پاكت رو، وسايل ديگه رو گذاشتم تو ماشين و برگشتم بهش دو نخ دادم. بعد ازش پرسيدم حالا چرا همش رو نميگيري تا يه مدت راحت شي؟ گفت:"نه!الان به دو نخ احتياج دارم و اينو ميدونم، براي بعدش معلوم نيست زنده باشم!".
بر گرفته از يه روزنامه اي كه يادم نيست!!
آقا MH جات خالي چي خراب شديم سر خانوادت!! به صرف كتلت و قيمه و سوپ و سالاد خفن و اينا!


This page is powered by Blogger. Isn't yours?

Weblog Commenting by HaloScan.com