زمان: شب امتحان فوق ليسانس
مكان: جلوي در خونه MH
*(MMM): MH چيزات رو جمع كن بيا بريم خونه ما، بدو
-(من):MH hype يادت نره ها!
&(MH) باشه تريپل چيزي نبايد بيارم؟
-هايپ يادت نره!
*نه بدو! جزوه ... رو هم بيار!
&Ok!
-هايپ!
*MH فقط بدو!
&باشه اومدم!
-MH هايپ!!!
مكان: جلوي در خونه تريپل!
&آقا شما برين من الان ميام!
-كجا؟
*كجا ميري؟
[ MH يه 10 متري دور شده ديگه با دويدن!
*كجا رفت؟
-هايپ يادش رفت!
*عجب اسکلیه ها! بابا وايسا!
هيچي با تريپل تو ماشين افتاديم دنبال يارو! يه ورود ممنوع هم رفتيم تا رسيديم به يه سربالايي و دستگيرش كرديم و با هزار مكافات تونستيم راضيش كنيم كه بابا فردا صبح سر راه ميريم بر ميداريم ديگه!!! البته تلاش بيهوده اي بود چون بازم صبح زود پاشد دويد رفت خونه شون، اما نه براي هايپ! براي غسل ترتيبي!!!! يكي نيست بگه شب كنكور با اين همه استرس ابوالحشرم كم مياره، تو هم اون شيرت رو مي بستي!