بايگانی

بدون
مــــــــــــــــــرز


وبلاگ دوستام
Wednesday, April 14, 2004
Bandar Abbas PartII

اهم! بقيه بندر اين بود:
من كه تا رسيدم به هتل همونطوري پريدم تو تخت و د بكپ! يهو چشامو وا كردم ديدم ساعت 10 شبه و كشي هم داره بال بال ميزنه! نه ميتونست بره بيرون چون من گير ميافتادم تو اتاق نه منو بيدار كرده بود، طفلي وايساده بود از پنجره ملتي رو كه ميچريدن كنار استخر نگاه ميكرد! خلاصه پاشديم رفتيم يه قدمي زديم و گفتيم سر راه كه يه بوف ديديم بريم اونجا نزديك بود اما انگار اين صرفا نظر ما بود كه نزديكه صاف شديم تا رسيديم بوف. تو راه هم از اين فلافل فروشهاي سيار بود كه كشي هيـچ پايه نبود و رفتيم همون بوف! برگشتن هم از بلوار كنار دريا اومديم و باحال بود فقط يه جا كشي رفت دوربين رو بكاره رو اين سكوهاي كنار كه نايت شات بگيره كه من يهو ديدم يه موش گنده داره ميره طرفش! من كه ترسيدم داد بزنم كشي دوربين رو بندازه تو آب و خفه شدم آقا موشه هم رفت قشنگ كنار دست كشي پاشد رو پاهاش و بربر نگاهش كرد! كشي هم يهو از جا پريد و موشه هم ترسيد و در رفت و كشي هم الحمدلله دوربين رو ننداخت تو آب. بعد هم اومديم هتل و من يه دوش گرفتم و كپيديم كه بريم كيش صبح! بقيه اش كه تو اينجا هست ولي چند تا نكته داشت! اولا كه هيچوقت تو كشتيراني از آبسردكن آب نخورين چون من اين كار رو تو لنگه كردم انگار يه مشت آب نمك خوردم تا دو ساعت تف ميكردم!
دوم اينكه يه خونواده چهارتايي ايده آل تو قايق ما بودن ( مادر پدر دختر پسر) كه دخيه تو مايه هاي 18-19 بود، مؤمن هم بودن اما چادري نبود دختره ولي مامانش بود و تو اين 45 دقيقه هر پنج دقيقه يه بار اين روسريه دختره رو ميكرد تو مانتوش كه يهو اسلام كونش پاره نشه و من گردن و موهاي اونو نبينم ( حالا انقدر باد بود كه نميشد جلو رو نگاه كرد) و بعد تا ول ميكرد سه سوت باد ميزد روسري رو درمياورد! (دروغ گفتم من عينك داشتم باد برام مهم نبود).
سوميش اينكه كيش ميرين مايو هم ببرين كه كنار ساحل هتل شايان دود از پشتتون پا نشه مثل من و كشي!
چهارم اينكه از جاهاي ديدني كيش درخت سبز و حريره رو نرين ببينين مگه كه گذرتون بيفته و وقتي هم يه تاكسي محترم از بابت پارگي ماتحتتون بهتون هشدار داد حتما قبول كنين! اما كشتي يوناني رو دم غروب از دست ندين!
پنجم اينكه پول تو كيش نميدونم چرا ميپره يعني نميخواستم چيز خاصي بخرم و دست خالي بودم و فقط 230 تومن داشتم اما ميومدم يه چمدون و يه جونور تفال دستم بود و تازه 40 تومن هم از كارتم گرفته بودم اما 20 تومن بيشتر نداشتم!
ششم اينكه هيـــــــــــــــــــــــــچ خري ساعت 3 نميره كيش 1 شب برگرده غير دو نوع نادرش كه طرفاي ملاصدرا پيدا ميشه! واگر هم برگشتين با كشتي ايران هرمز14 بر نگردين شنا كنين سنگين ترين!
خلاصه صبح هم كه صفر كشي رو زدم و پريدم تو اون پيكانه ( بازم شرمنده اما جون تو فكر ميكردم پيكان امن تر از پرايده!) و بعد هم چون تو كيش فهميدم كه كشي سختشه بره تو خاله خرسه زدم و رفتم تو اما كشيه اينجوري افتاد وسط و ....
بقيه اش هم كشي همش رو گفته!

از الان دلم از رفتن كشي و شوان و تريپل گرفته! نيما و بهزاد هم برن عيشم تكميل ميشه!


This page is powered by Blogger. Isn't yours?

Weblog Commenting by HaloScan.com