اين سرايدار ما يه نموره مشكوك ميزنه! مثلا با ماشين كه من ميام تو همينطور اونجا وايساده دم پاركينگ ما يك و فقط يك قبض تلفن دستشه (از لاي 10-20تا) و تا من ميرسم ميده به من! امروز ديگه كفم بريد داشت تو حياط باغچه آب ميدادا من يهو رفتم از تو ماشينم كيفم رو بردارم در آسانسور كه باز شد اونجا بود و يه نامه تو دستش كه مال ما بود! مــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــا! كم آوردم! اونم همش نيشش بازه آخه! يا جنه يا تلپات داره يا اينكه اونم تو دلش ميگه چه باحاله اين يارو هروقت ميخوام برم قبض و نامه هاشون رو بدم خودش سبز ميشه!!!