ميگم اين زلزلهه هم عجب كشته ها! من مرده اون عكسهاشم، بابا نمي شستين نگاه كنين اون موج رو در مي رفتين خوب! ديگه حداقل مثل MH يه بوق براش ميزدين! خدا جون؟ خداييش اون بالا چيكار ميكني؟ هستي؟ خوابي؟ بازي مي كني؟ نكنه اين موقع هاي سال belly dancing دارين اون بالا؟ بابا آخه چه خبره تو اين دنياي لعنتي!
اين هيچي هادي جونم تو چرا تصادف كردي؟ كاش زودتر خوب بشي. من كه خيلي ناراحت شدم. بازم همون خدا بالايي رو شكر كه سالمي نسبتا!
بعدشم كه كنسرت شهرام ناظري با مشكاتيان يا بهتره بگم مشكاتيان با شهرام ناظري رو كه رفتم، تازه به ارزش كنسرت پارسالي كه با
تو رفتم پي بردم و كلي هم دلم برات تنگ شد بچه!شهرام و مشكاتيان و كامكارها و عندليبي و بقيه كه 13 نفري ميشدن تخم اون چهار تا استاد نبودن! يه تار زدن عليزاده به همه اونا مي ارزيد يا كمونچه كلهر. چهچهه هاي استاد در برابر جيغ زدن هاي شهرام، همايون هم كه ديگه ... . با اين همه باحال بود مخصوصا اون آهنگ اي ايران كه همه رو تركوند! فقط بديش ميدونين چيه؟ اينكه فقط همين تو آهنگه! يعني عرق ملي و اينا تو 2،3 تا آهنگه و بس وگرنه همه اونايي كه اينجوري ميخوندن به نوعي به همين ايران خيانت ميكنن حتي خود من كه ميشينم به جاي ساختن volley،TA ميزنم!
بعدشم كه 20 دقيقه اي از فاطمي رسيدم تهران پارس!!! اصلا هم تند نرفتم هيــــــچ! با تكيلا و آب جو هم پويان جونمون رو بدرقه كرديم تا ببينم بازم عمري هست كه ببينمش يا نه! ان شالله كه باشه! ( اون الله كماكان همون بالاييه هستا!)آخرشم اينكه من خيلي دلم ميخواد جمع شم! از همه نظر چه فيزيكي چه منتالي! ان شالله كه ميشم ( اين الله ديگه واقعيه! خداي وجودي خودمه!)